منطقه امن

 

زن دوم

 زن دوم رو علیرغم اینکه خیلی فیلم فارسی – هندی بود دوست داشتم .زن دوم رو دوست داشتم  چون با اینکه زن دوم بود ولی تلاش میکرد که دوم نباشه ، با اینکه حقیر بود تلاش میکرد حقیر تر نشه . زن دوم رو دوست داشتم چون همه  داستان های عاشقانه رو دوست دارم . زن دوم با اینکه حالم رو گرفت ، دوست داشتم .

یه جای فیلم نیکی کریمی میگه که :" این صفحه دوم شناسنامه هم عجب چیز مزخرفیه ، میتونه پر از ازدواج ها و طلاق هایی باشه که نوشته نشده ! "

برای یه بعد از ظهر بهاری( که البته هوابیشتر تابستونی شده ) ، اگه هنوز دلتنگی ، اگه هنوز وقتی میرسی خونه  میری سراغ پیغام گیر تلفن ،  اگه منتظر تماس یه شماره ناشناس هستی و البته و صد البته اینکه ، اگه با صفحه دوم شناسنامه تون مشکلی ندارین ، پیشنهاد میکنم که زن دوم رو ببینین .

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٧ - افسانه

مادری دارم بهتر از برگ درخت

.... و هنوز هم با همه این  نامردمی ها ، سفره هفت سین  مرا با خود میبرد  . می برد به روزهای خوش و ایام به کام . و از اینهمه اشیا بر سفره  هفت سین          " من به یک آینه به یک دلبستگی پاک قناعت دارم " .

و مادر  را  می بوسم و می بویم . قران را می بوسم و مادر یک صفحه را باز میکند و من اسکناس تا نشده ای را که بسیار خوشبو ست بر میدارم و دزدکی به بالای صفحه قران نگاه میکنم که خوب آمده است یا بد ؟و هر سال خوب می اید . و مادر صفحه دیگری را به روی برادرم و خواهرم و دیگران می گشاید و انگار همه صفحه های قرانی که دردست مادرم است  همه خوب است .. .

و من اسکناس نو را توی کیف پولم می گذارم و میدانم که این عین  برکت است . عین رحمت است . عین عشق است .

 ومن چند روز قبل ترها را بیاد می آورم که مامان   چند اسکناس نوی تا نخورده را به بوی بهار نارنج و بید مشک  میاراید و عینک می زند و  قران را می جوید . به گمانم همه صفحه های خوب قران را برای فرزندانش می خواهد .

ای وای  از مادر . مادر بودن چه سخت است . بهشت هم برای زیر پای مادر کم است . و با تمام وجودم و با تمام سلو ل ها ی تنم از خدا عمر طولانی برای مادر می خواهم . و برای مادر تو . و برای همه مادر های دنیا .

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٤ فروردین ۱۳۸٧ - افسانه